رویای بابل: از زبانهای فراساخته جهانی تا ارتباط مغز به مغز

رویای بابل: از زبانهای فراساخته جهانی تا ارتباط مغز به مغز

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که اگر همه انسان‌ها با یک زبان واحد صحبت می‌کردند، جهان چقدر جای امن‌تر و نزدیک‌تری بود؟ سوءتفاهم‌ها از بین می‌رفت، مرزهای فرهنگی کمرنگ می‌شد و صلح جهانی دیگر یک رویای دور از دسترس نبود. این ایده، پایه و اساس ایجاد زبان‌های فراساخته (Constructed Languages یا Conlangs) است.

در این پست بصورت جامع به زبانهای فراساخته و زبان هایی که برای صلح جهانی ساخته شدند و همچنین فناوری های پیشرفته برای ارتباط مغز به مغز میپردازیم.

 برج بابل (The Tower of Babel)

طبق روایات باستانی ، در ابتدا تمام انسان‌ها به یک زبان واحد صحبت می‌کردند و با هم متحد بودند. آن‌ها تصمیم گرفتند برجی بلند بسازند که سر به آسمان بساید (برج بابل). اما طبق داستان، خداوند برای جلوگیری از این غرور بشر، زبان آن‌ها را «مغشوش» کرد تا دیگر حرف هم را نفهمند. نتیجه این شد که انسان‌ها از هم پراکنده شدند و هزاران زبان مختلف شکل گرفت.

 نماد «وحدت از دست رفته»

وقتی در ادبیات یا زبان‌شناسی از «بابل» صحبت می‌کنیم، به دو چیز اشاره داریم:

هرج‌ومرج زبانی: جایی که هیچ‌کس حرف دیگری را نمی‌فهمد.

نوستالژی برای زبان واحد: رویای بازگشت به آن زمانی که همه یک زبان داشتند و می‌توانستند پروژه‌های عظیم را با هم پیش ببرند.

آیا «زبان واحد» واقعیت دارد؟

در زبان‌شناسی، فرضیه‌ای به نام تک‌زایی (Monogenesis) وجود دارد که می‌گوید شاید تمام زبان‌های دنیا از یک ریشه مادر (Proto-World) باشند. اما:

از نظر علمی: هنوز ثابت نشده است.

متن سومری: یک متن جالب به نام «انمرکار و سرور آراتا» وجود دارد که قدمتش از تورات هم بیشتر است. در این متن آمده که زمانی همه مردم به یک زبان با هم حرف می‌زدند، اما خدایی به نام «انکی» زبان‌ها را تغییر داد تا با هم بجنگند! (این شباهت عجیبی به داستان بابل دارد)

باستان‌شناسان معتقدند «برج بابل» در واقع همان «اتمن‌آن‌کی» (Etemenanki) است.

یک زیگورات (معبد پلکانی) عظیم در شهر بابل که برای خدای مردوک ساخته شده بود.

کشف واقعی: پی‌بنای این برج در عراق امروزی کشف شده است. کتیبه‌هایی از زمان «بخت‌النصر» پیدا شده که در آن با افتخار می‌گوید: «من این برج را چنان بلند ساختم که سرش با آسمان رقابت کند.»

داستان زبان‌ها: از نظر تاریخی، بابل شهری چندملیتی بود. کارگران از سراسر امپراتوری (با زبان‌های مختلف) برای ساختن این برج می‌آمدند. احتمالاً همهمه و ناتوانی این کارگران در فهم زبان یکدیگر، ریشه اسطوره‌ای «بلبشو زبانی» در بابل شده است.

بررسی پلاگین Thinking Particles در تریدی مکس

زبان فراساخته (Conlang) چیست؟

برخلاف زبان‌های طبیعی (مثل فارسی یا فرانسوی) که در طول قرن‌ها و به صورت ارگانیک شکل گرفته‌اند، زبان‌های فراساخته توسط یک فرد یا گروه، با قواعد دستوری و واژگان آگاهانه طراحی شده‌اند.

اهداف و انگیزه‌ها: چرا زبان جدید می‌سازیم؟

  1. اتحاد جهانی (Auxlangs): هدفشان ایجاد یک زبان میانجی ساده برای ارتباط بین‌المللی است (مثل اسپرانتو).

  2. بهبود تفکر (Englangs): زبان‌هایی که برای تست فرضیات منطقی یا علمی ساخته شده‌اند (مثل لوجبان).

  3. غنای داستانی (Artlangs): زبان‌هایی که برای عمق بخشیدن به دنیای فیلم‌ها و کتاب‌ها ساخته می‌شوند (مثل زبان الفی تالکین).

مشهورترین زبان‌های فراساخته در بوته آزمایش

نام زبان هدف از ساخت وضعیت فعلی
اسپرانتو (Esperanto) صلح جهانی و ارتباط آسان موفق‌ترین زبان فراساخته با میلیون‌ها گویشور
اینترلینگوا (Interlingua) زبان میانجی بر پایه لاتین بیشتر در محافل علمی و پزشکی شناخته شده است
لوجبان (Lojban) حذف ابهام‌های منطقی در زبان زبانی بسیار دشوار که توسط فیلسوفان استفاده می‌شود
کلینگان (Klingon) دنیای پیشتازان فضا (Star Trek) دارای انجمن‌های فعال و ترجمه آثار شکسپیر!

چرا پروژه‌های زبان واحد تاکنون بسیار موفق نبودند؟

با وجود نیت‌های خیرخواهانه، هیچ زبان فراساخته‌ای نتوانست جایگزین زبان‌های دیگر شود. دلایل اصلی عبارتند از:

  • فقدان ریشه فرهنگی: زبان فقط ابزار انتقال اطلاعات نیست؛ زبان حامل هویت، تاریخ و احساسات است. زبان‌های فراساخته اغلب «سرد» و «بی‌روح» به نظر می‌رسند.

  • سوگیری فرهنگی: برای مثال، اسپرانتو قرار بود جهانی باشد، اما واژگان و گرامر آن کاملاً اروپایی است. یک چینی یا عرب‌زبان به همان اندازه‌ای در یادگیری آن مشکل دارد که در یادگیری فرانسوی.

  • اثر شبکه (Network Effect): مردم زبانی را یاد می‌گیرند که دیگران به آن صحبت می‌کنند. تا زمانی که انگلیسی زبان تجارت و علم است، انگیزه کمی برای یادگیری یک زبان “خنثی” وجود دارد.

  • تغییرات طبیعی: زبان‌ها موجودات زنده‌ای هستند. حتی اگر همه امروز اسپرانتو یاد بگیریم، ۲۰۰ سال بعد به دلیل لهجه‌ها و اصطلاحات محلی، دوباره با چندین زبان مختلف (اسپرانتوی ایرانی، اسپرانتوی برزیلی، اسپرانتوی نوک مدادی و …) روبرو خواهیم بود.

 

آیا زبان شما، زندان فکر شماست؟ (فرضیه ساپیر-وورف)

تصور کنید زبانی وجود داشته باشد که در آن کلمه‌ای برای «غم» وجود ندارد. آیا مردم آن سرزمین هرگز غمگین نمی‌شوند؟ یا اگر بشوند، نمی‌توانند آن را درک کنند؟ فرضیه ساپیر-وورف می‌گوید زبان ما مانند یک عینک رنگی است که بر چشم داریم؛ اگر عینک شما آبی باشد، کل جهان را آبی می‌بینید.

۱. قطعیت زبانی (نسخه سخت‌گیرانه)

این دیدگاه می‌گوید زبان، تفکر ما را تعیین می‌کند. یعنی اگر زبانی برای یک مفهوم (مثلاً زمان آینده) ساختار دستوری نداشته باشد، گویشوران آن زبان اصلاً نمی‌توانند به آینده فکر کنند یا برای آن برنامه‌ریزی کنند! (البته این نسخه امروزه تا حد زیادی رد شده است).

۲. نسبیت زبانی (نسخه ملایم)

این دیدگاه که امروزه طرفداران زیادی دارد، می‌گوید زبان بر نحوه ادراک ما اثر می‌گذارد. به این چند مثال شگفت‌انگیز دقت کنید:

  • جهت‌یابی: در زبان بومیان گوگو ییمیتهیر (استرالیا)، کلماتی مثل «چپ» و «راست» وجود ندارد. آن‌ها فقط از جهت‌های جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق، غرب) استفاده می‌کنند. نتیجه؟ حتی یک کودک ۵ ساله در این قبیله، در یک اتاق تاریک هم می‌داند دقیقاً رو به شمال ایستاده است! زبان آن‌ها، مغزشان را به یک قطب‌نمای زنده تبدیل کرده است.

  • تشخیص رنگ‌ها: برخی زبان‌ها برای طیف‌های مختلف رنگ آبی، کلمات متفاوتی دارند (مثل روسی). تحقیقات نشان داده که این افراد، تفاوت‌های بسیار جزئی رنگ آبی را سریع‌تر از انگلیسی‌زبان‌ها تشخیص می‌دهند.

چرا این موضوع برای «زبان واحد جهانی» خطرناک است؟

اگر روزی همه انسان‌ها به یک زبان واحد صحبت کنند، طبق این فرضیه، ما بخشی از تنوع شناختی بشر را از دست می‌دهیم. هر زبان یک «راه حل» متفاوت برای درک جهان است. وقتی یک زبان می‌میرد، فقط کلمات از بین نمی‌روند، بلکه یک روش خاص برای دیدن و تحلیل جهان نابود می‌شود.

نتیجه اخلاقی: شاید دلیل اینکه مشکلاتمان حل نمی‌شود، این نیست که زبان مشترک نداریم؛ بلکه شاید به این خاطر است که هنوز یاد نگرفته‌ایم جهان را از پشت عینک زبان‌های دیگران تماشا کنیم.

زبان‌های سینمایی و علمی:

وقتی تخیل حرف می‌زند

برخلاف زبان‌های جهانی، زبان‌های هنری و علمی به شدت در حال رشد هستند:

۱. زبان‌های تالکین (Quenya & Sindarin)

جی.آر.آر تالکین، نویسنده ارباب حلقه‌ها، خود یک زبان‌شناس بود. او معتقد بود برای داشتن یک اسطوره واقعی، باید زبانی واقعی وجود داشته باشد. زبان‌های الفی او دارای تاریخ، ریشه و حتی تغییرات فونتیک در طول زمان هستند.

۲. دوتراکی و والریایی (Game of Thrones)

دیوید پترسون برای سریال بازی تاج و تخت، زبانی ساخت که با فرهنگ جنگجوی دوتراکی‌ها همخوانی داشته باشد. مثلاً در این زبان برای کلمه “غرور” یا “اسب” چندین معادل وجود دارد، اما برای کلماتی مثل “کتاب” معادلی نیست!

۳. زبان لوجبان (Lojban)

این زبان برای این ساخته شده که هیچ ابهامی در آن وجود نداشته باشد. در لوجبان، سوءتفاهم غیرممکن است، چون ساختار آن بر پایه منطق ریاضی است.

“The world is changed. I feel it in the water. I feel it in the earth. I smell it in the air.” «جهان دگرگون شده است. در آب آن را حس می‌کنم. در زمین آن را حس می‌کنم. در هوا بویش را می‌شنوم.» گلادریل («یاران حلقه» اثر تالکین)
“The world is changed.
I feel it in the water.
I feel it in the earth.
I smell it in the air.”
«جهان دگرگون شده است.
در آب آن را حس می‌کنم.
در زمین آن را حس می‌کنم.
در هوا بویش را می‌شنوم.»
گلادریل («یاران حلقه» اثر تالکین)

راهکار: آینده ارتباطات کجاست؟

اگر به دنبال نزدیکی احساسی انسان‌ها هستیم، شاید راهکار نه در یک زبان جدید، بلکه در تکنولوژی باشد:

هوش مصنوعی و ترجمه همزمان: هدف اصلی اسپرانتو (درک متقابل) اکنون توسط AI در حال محقق شدن است.

زبان‌های بصری و ایموجی‌ها: شاید ساده به نظر برسد، اما ایموجی‌ها اولین زبان واقعاً جهانی تاریخ هستند که فارغ از مرزها، احساسات را منتقل می‌کنند. 🙂

ارتباط مغز به مغز (BBI): پایان عصر کلمات؟

فراتر از زبان‌های فراساخته و ابزارهای ترجمه، مرز نهایی ارتباطات انسانی در پدیده‌ای به نام واسط مغز و رایانه (BCI) و ارتباط مستقیم مغز به مغز نهفته است. در این تکنولوژی، که پروژه‌هایی مثل «نورالینک» پیش‌گام آن هستند، هدف این است که اندیشه‌ها، تصاویر و حتی احساسات خام، بدون نیاز به تبدیل شدن به کلمات، از یک سیستم عصبی به سیستم دیگر منتقل شوند.

این نوع ارتباط که به آن «تله‌پاتی دیجیتال» نیز می‌گویند، پتانسیل این را دارد که سوءتفاهم‌های زبانی را برای همیشه ریشه‌کن کند؛ زیرا در اینجا ما با «معنا»ی مستقیم سر و کار داریم، نه با «نشانه»های زبانی که هر کس برداشت متفاوتی از آن‌ها دارد. اگر این رویا محقق شود، زبان نه به عنوان یک مانع، بلکه تنها به عنوان یک هنر تزئینی باقی خواهد ماند و اتحاد احساسی انسان‌ها به عمیق‌ترین سطح خود در تاریخ خواهد رسید.

زبان صلح 

زبان اسپرانتو Esperanto معروف‌ترین زبان فراساختهٔ میانجی جهانی است، که در میان زبان‌های ابداعی موجود، بیشترین گویشوران را در جهان دارد. کسی را که به زبان اسپرانتو سخن بگوید یا از آن استفاده کند اسپرانتیست (اسپرانتودان) می‌نامند.

نام این زبان از اسم مستعار لودویک زامنهوف (اسپرانتو)، پدیدآورندهٔ این زبان بین‌المللی، گرفته شده‌است. نخستین کتاب که وی برای معرفی و آموزش زبان اسپرانتو نگاشت، با نام مستعار «اسپرانتو» ، به معنی «امیدوار» ، منتشر کرد؛ چون امیدوار بود با بهره‌گیری از این زبان به عنوان زبان میانجی جهانی، به ایجاد صلح و دوستی در سطح دنیا کمک شود.

عنوان این کتاب «اینترناتسیا لینگوو» (به اسپرانتو: Internacia Lingvo) به معنی «زبان بین‌المللی» بود؛ که بعدها تحت عنوان «کتاب اول» یا اونوا لیبرو (به اسپرانتو: Unua Libro) مشهور شد. هدف زامنهوف، که به افتخار او یونسکو نیز سال ۱۹۸۷ را به‌مناسبت جشن صدسالگی زبان اسپرانتو «سال زامنهوف» نامید، خلق زبانی بی‌طرف و صلحپرور بود که یادگیری آن نیز آسان باشد و به درک متقابل فرهنگ‌های مختلف جهان توسط مردم کمک کند.

ویژگی منحصربه‌فرد الفبای اسپرانتو، آوایی بودن صددرصد آن است؛ به‌این معنی که هر حرف و کلمه در زبان اسپرانتو، تنها یک‌جور می‌تواند تلفظ یا نوشته شود؛ لذا پس از فراگیری آن، دیگر هیچ‌گونه مشکلی برای زبان‌آموز در تلفظ یا دیکتهٔ واژگان وجود نخواهد داشت. الفبای اسپرانتو دارای ۲۸ حرف از الفبای لاتین است که چهار حرف Q, W, X, Y در این الفبا وجود ندارند و در عوض شش حرف تکراری دارد که روی پنج حرف آن، هشتک قرار گرفته‌است و روی یک حرف دیگر، یک هفتک قرار داده‌اند تا آوای آن‌ها را تغییر دهند: Ĉ، Ĝ، Ĥ، Ĵ، Ŝ، Ŭ.

اسپرانتو، زبانی زنده

بنابر تعریفی که از زبان زنده شده‌است، زبان اسپرانتو، زبانی زنده است که حتی مطابق با کمینه‌گراترین برآوردهای انجام شده، بیش از یک قرن است که به‌طور روزانه توسط میلیون‌ها انسان در سراسر جهان در زمینه‌های گوناگون مورد استفادهٔ شفاهی و کتبی است، بالغ بر صدها مجله و روزنامه به آن منتشر می‌شود و هزاران کتاب (چه اصیل و چه ترجمه‌شده از زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت جهان) به آن منتشر گردیده‌است؛ و میلیون‌ها سایت و صفحهٔ اینترنتی به آن وجود دارد که از جمله شامل ایستگاه‌های متعدد رادیویی و تلویزیونی به این زبان است.

به این ترتیب، زبان اسپرانتو، از بین هزاران زبان فراساختهای که تاکنون (و عمدتاً در طول ۵ قرن گذشته) ارائه شده‌اند، مانند بالائی‌بالان، ولاپوک، سل ر سل، اینترلینگوا، لگلان، لژبان و زبان کلینگانها، تنها زبان ابداعیِ زنده در جهان محسوب می‌شود که در حال توسعه نیز هست.

کد این زبان زنده در سامانهٔ alpha-۳ code عبارت است از epo و در سامانهٔ alpha-۲ code کد آن eo است.

جوایز نوبل برای اسپرانتو و اسپرانتودانان

در حالی که بسیاری از زبان‌های ملیِ جهان با وجود سابقهٔ چندهزار سالهٔ خود هنوز موفق به ارائهٔ نویسنده‌هایی نشده‌اند که نامزد جایزهٔ ادبیِ نوبل گردند، زبان اسپرانتو بارها موفق به کسب چنین افتخار بزرگی شده‌است. برای مثال، در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ میلادی ویلیام اُلد، نویسندهٔ توانای اسکاتلندی به پاس تألیف بیش از پنجاه کتاب به زبان بین‌المللی اسپرانتو، کاندیدای دریافت جایزهٔ ادبیِ نوبل گردید.

از زمان انتشار زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۸۸۷ تا هنگام به وقوع پیوستنِ این واقعهٔ زبان‌شناسی و ادبیِ بزرگ و بی‌نظیر در جهان، تنها ۱۱۴ سال گذشته بود. این امر خود به تنهایی گویای نبوغ بسیار زیاد زامنهوف در ساخت زبان اسپرانتو نیز هست؛ چرا که زبان‌های ابداعیِ فراوانی، چه قبل از پیدایشِ اسپرانتو چه پس از آن وجود داشته‌اند که حتی نام اکثریت قریب به‌اتفاق آن‌ها را نیز کسی به یاد ندارد. در سال ۲۰۰۷ هم بالدور راگنارسون (-۱۹۳۰)، شاعرِ اسپرانتودان ایسلندی، نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل از طرف کانون نویسندگان اسپرانتوزبان گردید.

«سازمان جهانیِ اسپرانتو» (UEA) که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نهاد در ارتباط با زبان اسپرانتو در دنیا است و دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو» است و در راه ترویج زبان اسپرانتو و صلح و دوستی در جهان نقش غیرقابل‌انکاری داشته، بارها نامزد کسب جایزهٔ صلح نوبل شده‌است و قطعنامه‌هایی که یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللیِ دنیا در جهت بزرگداشت و پیش‌برد زبان اسپرانتو به تصویب رسانده‌اند، تا حدود بسیار زیادی مدیون فعالیت‌های UEA است. مقر اصلی یا دفتر مرکزیِ (به اسپرانتو: Centra Oficejo) این سازمان در شهر روتردام هلند است.

از بین دانشمندان اسپرانتودانی که موفق به دریافت جایزهٔ صلح یا علمی نوبل شده‌اند، می‌توان به رِینهارد زِلتن آلمانی (نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۴)، که نخستین کتابش را در مورد «تئوری بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته‌است، اشاره کرد. وی در خودزندگی‌نامهاش در سایت نوبل چنین نوشته‌است:

در سال ۱۹۵۹ با الیزابت لانگ‌رِینِر ازدواج کردم که در طول تمامی این سال‌ها به من برای تبدیل شدن به کسی که هم‌اکنون هستم، کمک کرده‌است. ما دوست داشتیم بچه داشته باشیم ولی هیچ بچه‌ای نداریم. هردوی ما به نهضت اسپرانتو تعلق داریم و توسط همان نیز با یکدیگر آشنا شدیم. زبان بین‌المللی اسپرانتو هنوز هم تأثیر به‌سزایی بر زندگی ما دارد.

ده‌ها برندهٔ جایزهٔ نوبل دیگر نیز بوده‌اند که یا مانند زلتن اسپرانتو را فراگرفته‌اند و از آن در تألیفات خود استفاده کرده‌اند؛ مانند جوزف تامسون (برندهٔ نوبل فیزیک در سال ۱۹۰۶)، دانیل باوِت (نوبل پزشکی در سال ۱۹۵۷)، ایزاک بشویس سینگر (نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۸)؛ یا اسپرانتو را فراگرفته و در تحسین و توصیهٔ آن زبان گشوده‌اند؛ مثل ویلهِلم اُستوالد (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۹)، رابیندرانات تاگور (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۳)، و لینوس پائولینگ (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۴ و نوبل صلح در سال ۱۹۶۲)؛ یا با اسپرانتو آشنایی داشتند و استفاده از آن را به مردم جهان توصیه کرده‌اند؛ همانند: ویلیام رَمزی (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۴)، بِرتا فون سوتنِر (نوبل صلح در سال ۱۹۰۵)، سِلما لاگِرلوف (نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۹)، هنری لافونتِن (نوبل صلح در سال ۱۹۱۳)، رومن رولان (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۵)، فریتیوف نانسن (نوبل صلح در سال ۱۹۲۲)، هیدکی یوکاوا (نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۹)، برتراند راسل (نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۰)، یاروسلاو هیروفسکی (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۹)، آلفرد کاستلر (نوبل فیزیک در سال ۱۹۶۶)، ویلی برانت (نوبل صلح در سال ۱۹۷۱)، و …

انجمن جهانی اسپرانتو

انجمن جهانی اسپرانتو (UEA) به عنوان مشاور رسمی سازمان ملل متحد و یونسکو در ردیف سازمان‌های بی‌طرف بین‌المللی قرار دارد و شبکه نمایندگی (Delegita Reto) آن با بیش از ۲۰۰۰ عضو در بیش از ۱۰۰ کشور جهان پاسخگوی هرگونه نیاز اطلاعاتی اسپرانتودانان در زمینه‌های گوناگون است.

شبکهٔ خدمات گذرنامه‌ای (Pasporta Servo) از جمله خدمات ویژه‌ای است که در جهان اسپرانتو وجود دارد، بدین معنی که اسپرانتودانان در سفر به کشورهای دیگر مورد پذیرایی کسانی که آمادگی خود را جهت پذیرش مهمان در کتابچه‌ای که هر سال منتشر می‌شود (و اکنون روایت اینترنتی آن نیز فعال است)، ثبت نموده‌اند، قرار می‌گیرند و بدین‌سان هزینه‌های اقامت در هتل‌های گران‌قیمت را متقبل نمی‌شوند؛ هم‌اکنون این شبکه در بیش از ۹۰ کشور جهان فعال است.

انجمنهای گوناگون و بین‌المللی اسپرانتو این امکان را به افراد می‌دهد که نیازهای اطلاعاتی خود را در کوتاه‌ترین زمان ممکن برآورده سازند. انجمن بین‌المللی پزشکان اسپرانتودان (UMEA)، انجمن بین‌المللی معلمان اسپرانتودان (ILEI)، انجمن علمی اسپرانتودانان (ISAE)، انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران اسپرانتودان (TEĴA)، شبکه بین‌المللی ترجمه به‌وسیله اسپرانتو (ITRE)، انجمن نویسندگان اسپرانتوزبان (EVA)، انجمن بین‌المللی مطالعات مذهبی و خداشناسی (ASISTI) و … از جمله مراکزی هستند که اطلاعات تخصصی در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهند و نشریات تخصصی خود را نیز به اسپرانتو در سطح جهان منتشر می‌کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید